پیوند گسسته فلسفه دین و آموزش ابتدایی: تحلیلی انتقادی از شکافهای پژوهشی در معناجویی کودکان
کلمات کلیدی:
فلسفه دین, آموزش ابتدایی, معناجویی کودک, آموزش دینی, شکاف پژوهشیچکیده
معناجویی یکی از بنیادیترین ابعاد تجربه انسانی است که از سالهای آغازین کودکی و در قالب پرسشهای وجودی درباره خدا، زندگی، مرگ، خیر و عدالت بروز مییابد. با وجود اهمیت این بعد وجودی، بررسی ادبیات پژوهشی نشان میدهد که پیوند میان فلسفه دین و آموزش ابتدایی، بهویژه در نسبت با معناجویی کودکان، همچنان بهصورت گسسته و ناپیوسته باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی شکافهای پژوهشی موجود در این حوزه انجام شده است. روش پژوهش از نوع مروری تحلیلی–انتقادی بوده و با رویکردی میانرشتهای، مقالات علمیپژوهشی، کتابها و گزارشهای معتبر منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ در حوزههای فلسفه دین، آموزش دینی و فلسفه تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان داد که شکافهای اصلی در سه سطح مفهومی (ابهام در تعریف معنا و معناجویی کودک)، روششناختی (غیبت صدای کودک و محدودیت ابزارهای پژوهشی) و پداگوژیک (فقدان پیوند میان عمق فلسفه دین و عمل آموزشی) قابل شناساییاند. مقاله استدلال میکند که بازپیوند فلسفه دین و آموزش ابتدایی مستلزم توسعه چارچوبهای نظری و پژوهشی تلفیقی است که کودک را بهمثابه فاعل معناجو در کانون آموزش دینی قرار دهد. نتایج این مطالعه میتواند مبنایی برای پژوهشهای آینده و بازاندیشی در برنامههای آموزش دینی دوره ابتدایی فراهم آورد.
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 زهرا سادات هاشمی (نویسنده مسئول)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.